صفحه در حال بارگذاری است!
لطفا کمی صبر کنید...

Please wait ...
Loading by : garabaxt.parsiblog.com

گجه لر
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
   RSS  Atom  |   خانه |   شناسنامه |   پست الکترونیک |  پارسی بلاگ | یــــاهـو
اوقات شرعی

گجه لر

اربعین (سه شنبه 87/11/8 ساعت 9:28 صبح)

سلام بر حسین و اربعینش، سلام بر اربعین و زائرانش! و سلام بر اندوه های دل آنان که به سوغات بر مزار کشتگان، عشق بردند و به مویه نشستند. به شوق زیارت صحن و سرای جان فزایت، اربعین شهادتت را به سوگ می نشینیم، یا حسین!

و اربعین از رازهای هستی است و اربعین حسین (ع) روز بسط لطف اوست بر پیروان و دوستدارانش. و در مقام حسین (ع) همین بس که در زیارت اربعینش خطاب به جدشان محمد مصطفی (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علی (ع) و مادر گرامیشان فاطمه (س) میگوییم که خداوند عزاداری شما را در رثاء حسین (ع) فبول فرماید.
 

 زیارت اربعین (صوت)

غریبانه (تصویری)    

یا حسین(تصویری)  

سوگواری(تصویری) 

 

اربعین در فرهنگ عاشورا

در فرهنگ عاشورا، اربعین به چهلمین شب شهادت حسین بن علی(ع) گفته میشود که مصادف با روز بیستم ماه صفر است. از سنتهای مردمی گرامی داشت چهلم مردگان است، که به یاد عزیز فوت شده خویش، خیرات و صدقات میدهند و مجلس یاد بود  بر پا میکنند، در روز بیستم صفر نیز، شیعیان، مراسم سوگواری عظیمی را در کشورها و شــــهرهای مختلف به یاد عاشورای حسینی بر پا میکنند. عاشقان و پیروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعین به ذکر پرداخته و  باران اشکبار  چشم خویش را با مظلومیت حسین و یارانش پیوند می زنند. این راه، راه تداوم عشق است و بی گمان هیچگاه بی رهرو نخواهد بود.

 

نخستین اربعین

در نخستین اربعین شهادت امام حسین (ع)، جابر بن عبدالله انصاری و عطیه عوفی موفق به زیارت تربت و قبر سید الشهدا شدند. بنا به برخی نقلها، در همان اربعین، کاروان اسرای اهل بیت (ع) دربازگشت از شام و سر راه مدینه، از کربلا گذشتند و با جابر دیدار کردند. البته برخی از مورخان نیز آن را نفی کرده و نپذیرفته اند، از جمله مرحوم محدث قمی در «منتهی الامال» دلایلی ذکر میکند که دیدار اهل بیت از کربلا در اربعین اول نبوده است. به هر حال، تکریم این روز و احیای خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شعور عاشورایی در زمانهای بعد بوده است.

   اربعین و عرفان

 اربعین از رازهای هستی، خصوصیت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نیست. البته چه بسا، با توجه به ویژگى ‏هاى انسان، «چهل بار» تکرار یک رفتار پسندیده موجب ملکه  معنوى و تعمیق آن رفتار و قابلیت نزول فیض خاص خداوند مى ‏شود. در فرهنگ اسلامى هم عدد چهل (اربعین) جایگاه ویژه اى دارد. چله نشینى براى رفع حاجات، حفظ کردن چهل حدیث، اخلاص چهل صباح، کمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، از این نمونه هاست.

آمده است که چون حضرت موسی (ع) را قابل استماع کلام بی واسطه خداوند میکردند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوند فرمود: «… و اذا واعدنا موسی اربعین لیله »

پیامبر حکیم (ص) فرمود:

« من اخلص لله اربعین یوماً فجر الله ینابیع الحکمة من قلبه على لسانه»: هر کس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص چشمه های خداوند ورزد حکمت را از قلبش بر زبانش جارى مى‏ سازد.»

صاحب مرصاد العباد، عارف نامی نجم الدین شیرازی نیز گفته است: "و عدد اربعین را خاصیتی است در استکمال چیزها که اعداد دیگر را نیست." چنانکه در حدیث صحیح آمده است:

ان خلق احدکم بجمع فی بطن امه اربعین یوما ثم یکون علقه مثل ذلک.

و خواجه علیه السلام ظهور چشمه های حکمت از دل بر زبان را اختصاص اخلاص اربعین صباحا فرموده است، و حوالت کمال تخمیر طینت آدم علیه السلام به اربعین صباحا کرد و از این نوع بسیار است."


  • نویسنده: قارا باخت

  • لطف دیگران( )

  • راههای شناخت صفات خدا (شنبه 87/8/4 ساعت 12:31 عصر)

    راههای شناخت صفات خدا

       دانشمندان اسلامی راههائی را جهت شناخت خدای متعال بیان کرده­اند:
     الف) عقل:
      عقل می‌تواند وجود موجودی را که غنی بالذات است، اثبات کند. هنگامی که بدین امر دست یافت برای اثبات بسیاری از صفات ثبوتیه و سلبیه خداوند نیز توانایی می‌یابد؛ زیرا هر صفتی که موجب نقص ذات غنی بالذات شود، باید از او سلب گردد. در کتاب تجریدالاعتقاد، از همین روش برای اثبات بسیاری از صفات سلبی و ثبوتی بهره جسته است، که به برخی از آنها اشاره می‌شود.
    کلام خواجه نصیرالدین طوسی
      واجب الوجود بودن خداوند دلالت می‌کند بر این­که:
      1) خداوند متعال همواره بوده و باقی است زیرا واجب الوجود آن است که وجود برای او ضروری بوده و عدم بر او روا نباشد.
      2) خداوند شریک ندارد؛ زیرا اگر او شریک داشته باشد آن شریک هم واجب الوجود است. پس در واجب الوجود بودن مانند یکدیگرند. البته هر یک خصوصیتی دارد که دیگری ندارد. بنابراین هر دو مرکب می‌شوند و ترکیب نشانه ضعف و فقر می‌باشد. بنابراین خدا شریک ندارد.
    ب) فطرت:
      فطرت راهی است که با گذر از آن می‌توان به شناخت پاره‌ای از صفات الهی مانند یگانگی دست یافت فطرت انسان خداوند را یگانه و یکتا می‌داند و شریک و چند خدایی را برنمی‌تابد.

    ج) مطالع? جهان طبیعت:

      برای مثال از مطالعه و بررسی نظم در جهان هستی، حیوانات و گیاهان و حتی خود انسان آشکار می‌گردد که ناظم و خالق هستی بر اساس سنخیت بین علت و معلول باید از صفت علم و حکمت و قدرت برخوردار باشد. و هم­چنین از انسجام و وحدت حاکم بر جهان هستی می‌توان به وحدت و توحید خالق و ناظم هستی پی برد.
    البته چنین استنباطی براساس قاعد? عقلی صورت می‌گیرد ولی تفاوتی که با راه نخست دارد این است که در راه عقل تمام مقدمات آن عقلی است ولی در این راه برخی از مقدمات از مشاهد? جهان هستی اخذ می‌شود و نتیجه می‌گیریم که جهان منظم است. قرآن و روایات نیز بر این راه تأکید می‌کنند. قرآن می‌فرماید:


    « إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لآیَاتٍ لِّأُوْلِی الألْبَابِ » (آل‌عمران/190)
    مسلماً در آفرینش آسمان‌ها و زمین و آمد و رفت شب و روز، نشانه‌هایی برای خردمندان است.

    د) کشف و شهود باطنی:
      انسان بر اثر تکامل روحی و معنوی و کسب فضایل و تقوا به جایی می‌رسد که می‌تواند بسیاری از حقایق از جمله، صفات جمال و جلال الهی را از طریق مشاهد? قلبی درک کند. چنان­چه آیات زیر بر آن گواهی می‌دهد:
     « یِا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَاناً » (انفال/29)
    «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر  از خدا پروا داشته باشید برای شما وسیله‌ای جهت جدا ساختن حق از باطل قرار می‌دهد.»
    « وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا »
    (عنکبوت/69)
    «آنانکه در راه ما (با خلوص نیّت) تلاش کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد.»

    ه) مراجعه به آیات و روایات:

      منبع همیشه جوشان قرآن و سنّت، حقایق بسیار ژرف و معارف گسترده‌ای را در زمینه خداشناسی و شناخت اوصاف الهی در اختیار بشر قرار می‌دهد. معارفی که عقل آدمی به تنهایی از شناخت آن ناتوان است و یا آن­که با دشواری فراوان به درک آن نایل می‌‌شود.
      بهره‌گیری از قرآن و روایات برای شناخت اوصاف الهی بر پذیرش مقدماتی استوار است؛ از جمله اثبات وجود خدا، اثبات رسالت پیامبر گرامی اسلام (ص) و اثبات برخی از صفات الهی مانند صدق که اعتبار قرآن در گرو آن است.برای نمونه، می‌توان به آیات زیر اشاره کرد:
     « هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى یُسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ »
    (حشر/23-24)
     «او خدایی است که معبودی جز او نیست، حاکم و مالک اصلی اوست، از هر عیب منزّه است، به کسی ستم نمی‌کند، امنیّت بخش است، مراقب همه چیز است، قدرتمندی شکست‌ناپذیر که با اراد? نافذخود هر امری را اصلاح می‌کند و شایست?‌ عظمت است خداوند منزه است از آن چه شریک برای او قرار می‌دهند. او خداوندی است خالق، آفریننده‌ای بی‌سابقه، و صورت‌گری (بی‌نظیر) برای او نام‌های نیک است آنچه در آسمان‌ها و زمین است تسبیح او می‌گویند و او عزیز و حکیم است.»
    منابع:

    1) علّامه حلّی؛ کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، قم، جامعه‌ مدرسین حوزه علمیه قم.
    2) محمد رضایی، محمد؛ الهیات فلسفی، قم، بوستان کتاب، چاپ اول، 1383، صص 137-146.
    3) سبحانی، جعفر و محمد رضائی، محمد؛ اندیشه اسلامی، قم، دفتر نشر معارف، چاپ چهارم، 1385، ج 1، صص 91-95.
    4) سعیدی، محمد و دیوانی، امیر؛ معارف اسلامی، قم، دفتر نشر معارف، چاپ نود و سوم، 1385، ج 1، صص 62-63.


  • نویسنده: قارا باخت

  • لطف دیگران( )

  • عید سعید فطر (سه شنبه 87/7/9 ساعت 4:6 عصر)

    عید سعید فطر مبارک باد 

    عید فطر یکى از دو عید بزرگ در سنت اسلامى است که درباره آن احادیث و روایات بیشمار وارد شده است. مسلمانان روزه دار که ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشامیدن و بسیارى از کارهاى مباح دیگر امتناع ورزیده اند، اکنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى که خود خداوند به آنان وعده داده است.

    امیرالمؤمنین على(علیه السلام) در یکى از اعیاد فطر خطبه‏اى خوانده‏اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بیم داده‏اند.
    خطب امیرالمومنین على بن ابى طالب علیه السلام یوم الفطر فقال: ایها الناس! ان یومکم هذا یوم یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون و هو اشبه بیوم قیامکم، فاذکروا بخروجکم من منازلکم الى مصلاکم خروجکم من الاجداث الى ربکم و اذکروا بوقوفکم فى مصلاکم و وقوفکم بین یدى ربکم، و اذکروا برجوعکم الى منازلکم، رجوعکم الى منازلکم فى الجنه.
    عباد الله! ان ادنى ما للصائمین و الصائمات ان ینادیهم ملک فى آخر یوم من شهر رمضان، ابشروا عباد الله فقد غفر لکم ما سلف من ذنوبکم فانظروا کیف تکونون فیما تستانفون
    (1)
    اى مردم! این روز شما روزى است که نیکوکاران در آن پاداش مى‏گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مایوس و نا امید مى‏گردند و این شباهتى زیاد به روز قیامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جایگاه نماز عید شدن به یاد آورید خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ایستادن در جایگاه نماز به یاد آورید ایستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت‏به سوى منازل خود، متذکر شوید بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏برین، اى بندگان خدا، کمترین چیزى که به زنان و مردان روزه‏دار داده مى‏شود این است که فرشته‏اى در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گوید:
    «هان!بشارتتان باد، اى بندگان خدا که گناهان گذشته‏تان آمرزیده شد، پس به فکر آینده خویش باشید که چگونه بقیه ایام را بگذرانید.»
    عارف وارسته ملکى تبریزى درباره عید فطر آورده است: «عید فطر روزى است که خداوند آن را از میان دیگر روزها بر گزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و بر خوان کرم او بنشینند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهاى خویش پوزش خواهند، نیازهاى خویش به نزد او آرند و آرزوهاى خویش از او خواهند ونیز آنان را وعده و مژده داده است که هر نیازى به او آرند، بر آوره و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏نوازى، بخشایش و کارسازى در حق آنان روا دارد که گمان نیز نمى‏برند.»
    (2)
    روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده‏اند که در این روز، امر امساک و صوم از خوردن و آشامیدن برداشته شده و رخصت داده شد که مؤمنان در روز افطار کنند و روزه خود را بشکنند فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشامیدن، ابتداى خوردن و آشامیدن است و نیز گفته شده است که به معناى آغاز خوردن و آشامیدن است پس از مدتى از نخوردن و نیاشامیدن. ابتداى خوردن و آشامیدن را افطار مى‏نامند و از این رو است که پس از اتمام روز و هنگامى که مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار مى‏کند یعنى اجازه خوردن پس از امساک از خوردن به او داده مى‏شود.
    عید فطر داراى اعمال و عباداتى است که در روایات معصومین(ع) به آنها پرداخته شده و ادعیه خاصى نیز آمده است.
    از سخنان معصومین(ع) چنین مستفاد مى‏شود که روز عید فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در این روز مستحب است که انسان بسیار دعا کند و به یاد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خیر دنیا و آخرت را بطلبد.
    و در قنوت نماز عید مى‏خوانیم:
    «... اسئلک بحق هذا الیوم الذى جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه و آله ذخرا و شرفا و کرامة و مزیدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى کل خیر ادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من کل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتک علیه و علیهم اللهم انى اسالک خیر ما سئلک عبادک الصالحون و اعوذ بک مما استعاذ منه عبادک المخلصون‏»
    بارالها! به حق این روزى که آن را براى مسلمانان عید و براى محمد(ص) ذخیره و شرافت و کرامت و فضیلت قرار دادى از تو مى‏خواهم که بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خیرى وارد کنى که محمد و آل محمد را در آن وارد کردى و از هر سوء و بدى خارج سازى که محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شایسته‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏به تو پناه بردند.
    در صحیفه سجادیه نیز دعایى از امام سجاد(ع) به مناسبت وداع ماه مبارک رمضان و استقبال عید سعید فطر وارد شده است:
    «اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصیبتنا بشهرنا و بارک لنا فى یوم عیدنا و فطرنا و اجعله من خیر یوم مر علینا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب و اغفرلنا ما خفى من ذنوبنا و ما علن ... اللهم انا نتوب الیک فى یوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنین عیدا و سرورا و لاهل ملتک مجمعا و محتشدا، من کل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شرا اضمرناه توبة من لا ینطوى على رجوع الى.»
    پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصیبت ما را در این ماه جبران کن و روز فطر را بر ما عیدى مبارک و خجسته بگردان و آن را از بهترین روزهایى قرار ده که بر ما گذشته است که در این روز بیشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشوئى و خداوندا بر ما ببخشایى آنچه در پنهان و آشکارا گناه گردانیم ... خداوندا! در این روز عید فطرمان که براى مؤمنان روز عید و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمائى قرار دادى از هر گناهى که مرتکب شده‏ایم و هر کار بدى که کرده‏ایم و هر نیت ناشایسته‏اى که در ضمیرمان نقش بسته است‏به سوى تو باز مى‏گردیم و توبه مى‏کنیم، توبه‏اى که در آن بازگشت‏به گناه هرگز نباشد و بازگشتى که در آن هرگز روى آوردن به معصیت نباشد. بارالها! این عید را بر تمام مؤمنان مبارک گردان و در این روز، ما را توفیق بازگشت‏به سویت و توبه از گناهان عطا فرما.»
    (3)
    پى‏نوشت‏ها:
    1- محمدى رى شهرى، میزان الحکمه، 7/131 - 132
    2- میرزا جواد آقا ملکى تبریزى، المراقبات فى اعمال السنه، تبریز، 1281 ق ص 167، مجله پاسدار اسلام، ش 101، ص 10
    3- نک: ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 101، اردیبهشت ماه 1369 ص 10 - 11، 50
    رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهیان نور) صفحه 248

     

     

    عید سعید فطر مبارک باد


  • نویسنده: قارا باخت

  • لطف دیگران( )

  • تأثیر خواندن قرآن بر درمان بیماریهای روانی (یکشنبه 87/7/7 ساعت 11:51 صبح)

    در یک تحقیق علمی که در امریکا که منتشر شده است، ثابت گردیده که تلاوت قرآن اثری شگرف بر حالت مزاجی فرد داشته و نقش عمده ای در کاهش مشکلات و بیماری های روانی ایفا می‌کند.
    به گزارش شیعه نیوز، در یک تحقیق علمی که در مورد اثرات خواندن قرآن بر روح و روان انسان و از سوی یکی از دانشگاه‌های امریکا به انجام رسید، ثابت شد که تلاوت قرآن کریم می تواند بر کاهش استرس و اضطراب تاثیر داشته باشد.
    در این رابطه ،«دکتر رجب عبدالکریم بریسالی» روان پزشک و استاد دانشگاهی در ایالات متحده آمریکا، در مصاحبه با روزنامه "عکاظ" چاپ عربستان سعودی تصریح کرد: در تحقیقی که بر روی تعدادی از غیرعرب‌زبانان آمریکایی صورت گرفت، تلاوت آیاتی از کلام الله مجید برای آنان موجب نتایج عجیبی بر سلامتی آنان شد.
    وی افزود: در آزمایشی که بر روی برخی از بیماران انجام گرفت، پس از گذشت مدتی از تلاوت قرآن، دستگاه‌های روان‌سنجی که به مغز آنها متصل بود، نشان از کاهش فشارهای روانی بر روی این افراد داشت. حال آنکه هیچ کدام از آنها نیز مسلمان نبودند.
    این روان پزشک در ادامه گفت: این تاثیر ناگهانی و کاهش یک باره مشکلات در این افراد، نتیجه جالبی بود که نظیر آن را در هیچ یک از درمان‌های روانی نمی‌توان یافت.
    وی با اشاره به آیه شریفه "ألا بذکر الله تطمئن القلوب" تأکید کرد: با تکمیل تحقیقات در این زمینه می‌توان به جرأت گفت شنیدن قرآن تاثیری شگرف و مستقیم بر کاهش استرس‌ها و بیماری‌های روانی دارد.

    منبع خبر: تقریب


  • نویسنده: قارا باخت

  • لطف دیگران( )

  • گوشه ای از فواید نماز شب (جمعه 87/7/5 ساعت 11:12 صبح)

    1) باعث خشنودی خدا و دوستی ملائکه است.
    2) باعث مباهات خداوند بر فرشتگان است.
    3) باعث درخشش برای اهل آسمان همانند ستارگان است.
    4) باعث روشنی دل است.
    5) باعث استجابت سریع دعا است.
    6) باعث پزیرش توبه و پاک شدن از گناهان از جانب حضرت حق است.
    7) باعث کفاره گناهان است. است.
    8) باعث زیبایی صورت و شادابی چهره و نورانی شدن آن در طول روز است.
    9) باعث سلامتی و تندرستی و رفع انواع بیماریهای جسمی و روحی است.
    10) باعث از بین رفتن غم و اندوه و تقویت نور چشم است.
    11) باعث تمسک یافتن به اخلاق انبیاء و اولیای خداوند است.
    12) باعث انجام دادن سنّت پیامبران و صالحان است.
    13) باعث تابش نور خدا به او می‌شود. به او می‌شود.
    14) باعث مهر و محبت و محبوب القلوب شدن بین مردم است.
    15) باعث افزایش عمر است.
    16) باعث جلب رزق و روزی فراوان و ادعای قرض است.
    17) باعث نوعی صدقه است.
    18) باعث نوشته شدن چهار ثواب بزرگ برای خود است.
    19) خداوند نه صف از ملائکه پشت سر نمازگزار قرار می‌دهد.
    20) کلید رفتن به بهشت و جواز عبور از پل صراط است.
    21) زینت آخرت و نور مؤمن در آخرت است.
    22) نماز شب همچون سایبانی در روز قیامت است بر سرش. سرش.
    23) نماز شب لباس بدن نمازگزار است در روز قیامت درحالیکه همه عریانند.
    24) نماز شب در روز قیامت همچون نوری در برابرش است و چشم نمازگزار نماز شب در روز قیامت شادمان است.
    25) نماز شب میان شخص نمازگزار و آتش جهنم همچون حائلی فاصله می‌گذارد.
    26) میزان اعمال خوب نمازگزار در روز قیامت سنگین است. است. است.
    27) نماز شب همچون تاجی در روز قیامت است بر سرش.
    28) چراغی است برای تاریکی قبر و برطرف کننده وحشت تاریکی قبر است.
    29) نماز شب همچون مشعلی نورانی است در تاریکی قبر.
    30) نماز شب، نمازگزار را از عذاب قبر ایمن می‌کند و برات آزادی از آتش جهنم است.


  • نویسنده: قارا باخت

  • لطف دیگران( )

  • نماز شب (پنج شنبه 87/7/4 ساعت 5:26 عصر)

    احکام نماز شب

    1) نماز شب مجموعاً یازده رکعت می‌باشد که ده رکعت آن هر دو رکعت به یک سلام خوانده می‌شود و یک رکعت به یک سلام.
    هشت رکعت از یازده رکعت را باید به نیّت نماز شب و سپس دو رکعت دیگر به نیّت نماز شَفع و آنگاه یک رکعت نماز وَتر، که با فضیلترین نماز شب، نماز وَتر و شَفع است و دو رکعت شَفع برتر از وَتر است.
    2) نافله شب پیش از نماز صبح خوانده می‌‏شود. و وقت آن بعد از گذشتن از نصف شب، به مقدار خواندن یازده رکعت نماز شب است. ولى احتیاط آن است که قبل از فجر اول نخوانند، مگر آن که بعد از نافله شب بلافاصله بخوانند، که‏ در این صورت مانعى ندارد.
     
    3) برای نماز شب می‌توان به نماز شَفْع و وَتر اکتفا کرد، بلکه هنگام تنگی وقت می‌توان تنها به نماز وتر اکتفا نمود.
    4) وقت نماز شب از نیمه شب (ساعت 12 نیمه شب) تا فجر صادق است. و هنگام سحر از سایر مواقع بهتر (پُر فضیلتتر) است و تمامی ثلث آخر شب سحر محسوب می‌شود. و افضل از آن خواندن نماز شب نزدیکی‌های سحر خوانده شود.
    5) جایز است انسان نماز شب را نشسته بخواند حتی در حال اختیار.
    ولی اگر می‌خواهد نشسته بخواند بهتر آن است که هر دو رکعت نشسته را یک رکعت ایستاده حساب کند. بنابراین باید هشت بار دو رکعت نشسته و هر دو رکعت به یک سلام که جمعاً شانزده رکعت می‌شود به نیت نماز شب بخواند و دوباره دو رکعت هر دو رکعت به یک سلام به نیت نماز شفع و دو بار یک رکعت هر یک رکعت به یک سلام به نیت نماز وتر، ولی در حال اضطرار و مریض همان یازده رکعت کفایت می‌کند.
    6) مسافر و کسى که براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مى‏تواند آن را در اول شب بجا آورد.
    7) جوانی که می‌ترسد خواب بماند و نماز شب از او فوت شود می‌تواند نماز شب را پیش از نیمه شب (ساعت 12 نیمه شب به بعد) بخواند.
    8) کسانی که برای خواندن نماز شب بعد از نیمه شب عذری دارند مانند پیر مردان و یا کسی که از سرد شدن هوا می‌ترسد و یا از جنب شدن در خواب می‌ترسد ... می‌توانند نماز شب را قبل از نیمه شب بخوانند.
    9) خواندن سوره در رکعتهای نماز شب لازم نیست و می‌تواند فقط به خواندن سوره حمد اکتفا کند. (گرچه با سوره فضیلت دیگرى دارد) هم چنین قنوت در رکعتهای دوم مستحب است و می‌تواند بدون قنوت بخواند.
    10) نماز وَتر یک رکعت است و می‌شود آن را بدون قنوت به جا آورد.
    11) لازم نیست همه یازده رکعت را در یک مجلس بخواند، بلکه می‌تواند در دو سه نوبت بخواند، بلکه تفریق افضل است، همان طور که رسول خدا تهجد می‌کرد.
    12) مستحب است که نماز شب را بلند بخواند تا اگر از خانواده‌اش کسی می‌خواهد برای به نماز شب برخیزد بیدار شود.
    بدیهی است که استحباب بلند خواندن نماز شب در جایی است که امن از ریا و سُمعه باشد و اگر خدای ناخواسته خوف ریا و سُمعه در بلند خواندن باشد باید آهسته بخواند.
    13) بعد از فراغ از نماز شفع خواندن دعاى «الهى تعرض لک فى هذا اللیل المتعرضون ...» مستحب است که در مفاتیح در اعمال شب نیمه شعبان آمده است.
    14) مستحب است که انسان در قنوت آن از خوف خدا گریه کند و اگر گریه‏اش نیاید تباکى کند؛ یعنى انسان حالت گریه را به خود بگیرد.
    15) مستحب است در قنوت نماز (وتر) براى چهل تن، از مؤمنان چنین دعا (که کسى که براى چهل مؤمن دعا کند دعایش مستجاب مى‏شود) کند: (اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِفُلا?ن) و به جاى کلمه? (فلان) مؤمنى را نام ببرد. و مستحب است، در قنوت، هفتاد بار استغفار کند، در حالى که دست چپ خود را بلند نموده و با دست راست، استغفار را مىشمارد: (اَسْتَغْفِرُاللهَ رَبّی وَ أتوبُ إلَیْهِ) گرچه صد بار بهتر است. همچنین مستحب است، هفت بار بگوید: (ه?ذ?ا مَق?امُ الع?ائِذِ بِکَ مِنَ الن?ارِ) و سیصد بار بگو: (اَلْعَفْو) و اگر کلمات (اَلْعَفْو) را به یکدیگر متصل کند بهتر است، و آخر کلمه را به فتحه بخواند: (اَلْعَفْوَ اَلْعَفْوَ اَلْعَفْوَ ...).
    16) می‌توانید در قنوت نماز وَتْر با استفاده از تسبیح یا (با انگشت دست راستتان) چهل مؤمن را به اینگونه دعا کنید: مثلاً ( اللّهمَّ اغْفِرْ لِرُوح الله الخمینى و ...).
    17) در نماز مستحب، شک میان رکعت اول و دوم، نماز را باطل ‏نمی‌‏کند و نمازگزار می‌‏تواند تصمیم بر هر کدام بگذارد.
    18) انجام کم و زیادهاى اشتباهى در نماز مستحب، سجده سهو ندارد.
    19) می‌توان نماز شب را کوتاهتر و خلاصه‌ تر نیز خواند به این صورت: دو رکعت به نیت شَفع و یک رکعت به نیت نماز وَتر یا اینکه فقط به یک رکعت نماز وتر اکتفا کرد.
    20) براى نمازهاى واجب، بهتر است انسان به مسجد برود ولى در باره ‏نوافل، چنین دستورى نیست.
    (این ساده‏گیریها براى تشویق افراد به این عبادت‏هاى سازنده‏ است. حتى اگر نماز مستحب را کسى در وقتش نتوانست‏ بخواند، قضاى‏ آنرا مى‏تواند انجام دهد،که در اینصورت، طبق حدیث، خداوند به فرشتگان مباهات کرده و می‌‏فرماید: به بنده‏ام بنگرید! چیزى را که بر او واجب نکرده‏ام، قضا مى‏کند! (و در حدیث دیگرى افزوده شده که: شما را شاهد مى‏گیرم که او را آمرزیدم).
    21) در روایت صحیح از عبدالرحمن بن ابى نجران از آن حضرت علیه السلام نقل شده که مى‌گوید: «درباره نماز شب هنگام در سفر، میان کجاوه پرسیدم، فرمود: هرگاه روبه قبله نبودى به سوى قبله برگرد، سپس تکبیر بگو و نماز بخوان به هر جا که شترت تو را برد مانعى ندارد». در روایت صحیح از معاویة بن عمار از آن حضرت نقل شده است که فرمود: «باکى نیست که در سفر انسان نماز را در حال رفتن بخواند و اشکالى ندارد اگر نماز شبش را که از او فوت شده، روز در حال رفتن رو به قبله کند و همان طور که راه مى‌رود قضایش را بخواند. و هرگاه خواست رکوع برود، رو به قبله کند و رکوع و سجود را انجام دهد سپس راه برود.
    22) قضای نماز شب را نیز فضیلت بسیار است، چنانکه از امام صادق (ع) روایت است که شخصی به آن حضرت عرض کرد: فدایت شوم چه بسا اتّفاق می‌افتد که یک، دو، یا سه ماه نماز شب از من فوت می‌شود و من آن را به روز قضا می‌کنم. آیا این کار جایز است؟ فرمودند: به خدا قسم این کار مایه روشنی چشم تو است. و آنی جمله را سه بار تکرار کرد.
    رسول خدا (ص) فرمودند: خدای تعالی به بنده‌ای که قضای نماز شب را بجای می‌آورد مباهات می‌کند و می‌فرماید:
    ای فرشتگان، این بنده چیزی را که به او واجب نکرده‌ام قضا می‌کند. گواه باشید که من او را آمرزیدم.
    در روایت صحیح از حماد بن عثمان از امام کاظم (ع) نقل شده است که درباره مردى که نماز نافله مى‌خواند در حالى که روى مرکبش بین شهرها حرکت مى‌کند، سؤ ال شد. فرمود: اشکالى ندارد).
    در روایت صحیح از عبدالرحمن بن حجاج از آن حضرت نقل است که مى‌گوید: «درباره نماز نافله در وطن، بر پشت مرکب پرسیدم؛ هرگاه پگاه از کوفه خارج شدم و یا در شهر کوفه شتابان در پى کار بودم (چه کنم؟) فرمود: اگر شتابزده بودى و نتوانستى از مرکب پیاده شوى و مى‌ترسى که اگر سواره نماز را نخوانى فوت شود، سواره بخوان، اگر نه نماز خواندنت روى زمین نزد من پسندیده‌تر است».
    در روایت صحیح از عبدالرحمن بن ابى عبداللّه به نقل از امام صادق علیه السلام آمده است که مى‌فرماید: «روى مرکب کسى حق ندارد نماز واجب را بخواند مگر مریض که مى‌باید رو به قبله باشد و به قرائت (فاتحة الکتاب) اکتفا کند و در نماز واجب بر هر چه ممکن باشد صورتش را بنهد و در نماز نافله اشاره مخصوصى بکند».
    در روایت صحیح از جمیل به دراج از آن حضرت نقل شده که مى‌گوید: شنیدم که مى‌فرمود: «رسول خدا صلى اللّه علیه و اله نماز واجب را در یک روز گل آلود و بارانى در کجاوه خواند».
    23) اگر مشغول نماز شب بود و صبح طلوع کرد، اگر چهار رکعت از نماز شب را خوانده است و بعد صبح شد، بقیه نماز شب را به طور مخفف و بدون مستحباب می‌خواند و اگر هنوز چهار رکعت از نماز شب نخوانده بعد صبح شد، همان دو رکعتی را که شروع کرده تمام می‌کند و پس از آن دو رکعت نافله صبح را می‌خواند و سپس دو رکعت نماز صبح واجب را می‌خواند و پس از آن، باقیمانده نماز شب را قضا می‌کند. اگر اصلا به نماز شب شروع نکرده و بعد صبح طلوع کرده باشد دو رکعت نماز نافله صبح را اول می‌خواند و پس از آن نماز صبح را و پس از آن قضای نماز شب را بجا می‌آورد.
    تذکر: اگر نماز شب را در بین الطلوعین (یعنی بعد از اذان صبح و پیش طلوع آفتاب) می‌خواند، بهتر است که نیت ادا یا قضا نکند، بلکه به نیت (ما فی الذمه) بخواند.
    توضیح اینکه: (ما فی الذمه) به آن معنی است که نیت کند نماز شب می‌خوانم (قربه الی الله) خواه ادا باشد خواه قضا، هر چه خدا و رسولش فرموده‌اند.
    24) در مواردى که تقدیم نماز شب جایز است سزاوار است که نیّت اداء نکند بلکه به نیّت (تعجیل) و جلو انداختن بخواند.
    25) شخصی به امام صادق (ع) عرض کرد: فدایت شوم؛ من گاهى به خواندن نماز شب موفّق نمى‌شوم، آیا اجازه مى‌فرمائید پس از خواندن نماز صبح پیش از آنکه آفتاب طلوع کند قضاى نماز شب را بخوانم؟
    فرمود: آرى؛ امّا اهل خانه‌ات را از این کار با خبر مکن زیرا آنان هم از تو یاد مى‌گیرند و این کار را سنّت قرار مى‌دهند.
    26) قضاى نماز شب را بر تقدیم آن یعنى پیش از نیمه شب خواندن رجحان دارد. بنابر این اگر مى‌داند که قضاى نماز شب از او فوت نخواهد شد قضا اولویت دارد.
    27) اگر وقت براى اداى نماز شب تنگ نباشد ولى انسان مى‌خواهد نماز وَتر را بخواند باید آن را (رجائا) بخواند.
    28) نماز وتر یک رکعت است، و کافى است در قنوت سه بار تسبیح گفتن.
    29) مستحب است سوره‏هاى بزرگ، در رکعت اول و سوره‏هاى کوتاه را در رکعت دوم بخواند و در نماز (شفع) و (وتر) سوره‏هاى فلق، ناس و توحید، قرائت کند و یا اینکه، در همه? آنها سوره? (قل هوالله احد) بخواند.
    30) در نماز شَفع و وَتر بهتر است بعد از حمد سوره توحید را بخواند تا ثواب یک ختم قرآن را ببرد.


  • نویسنده: قارا باخت

  • لطف دیگران( )


  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    اربعین
    راههای شناخت صفات خدا
    عید سعید فطر
    تأثیر خواندن قرآن بر درمان بیماریهای روانی
    گوشه ای از فواید نماز شب
    نماز شب
    [عناوین آرشیوشده]
  •   بازدیدهای این وبلاگ
  • امروز: 0 بازدید
    بازدید دیروز: 4
    کل بازدیدها: 95847 بازدید
  •   پیوندهای روزانه
  •   درباره من
  •   لوگوی وبلاگ من
  • گجه لر
  •   ساعت وبلاگ
     

      مطالب بایگانی شده

  •   اشتراک در خبرنامه
  •  

  •  لینک دوستان من

  •  لوگوی دوستان من

















  •   آهنگ وبلاگ من